ترجمه "producing" به فارسی
انتشار دادن, تولید کردن, عمل آوردن بهترین ترجمه های "producing" به فارسی هستند.
producing
verb
Present participle of produce. [..]
-
انتشار دادن
-
تولید کردن
The immune system produced antibodies to beat the viral component, but it will work.
سیستم ایمنی بدن پادتن هایی تولید کرد که با اجزای ویروس بجنگند اما جواب میده.
-
عمل آوردن
Besides the labor of cutting the trunks and gathering the “tears,” further work is required to produce mastic.
کار به عمل آوردن مَصطَک پس از شکاف دادن پوست درخت و جمعآوری قطرات، هنوز تمام نشده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " producing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Producing
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Producing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Producing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "producing" با ترجمه به فارسی
-
تولیدات کشاورزی · فراورده زراعي · فراوردههای کشاورزی · كالاها · كالاهاي كشاورزي
-
تهیهکننده تلویزیونی
-
The method of sheet metal feed plays an important role when considering the overall cost effectiveness of forming and blanking lines. When producing small sheet metal parts, the sheet metal c
-
تولیدکننده
-
(ماشین آلات و مواد خام و غیره که با آنها فراورده می سازند) کالاهای سرمایه ای · کالاهای سازگر (producers' goods هم می گویند)
-
ارائه دادنی · تولید کردنی · عمل اوردنی · فراهم کردنی · قابل ارائه
-
کالاهای تولیدی؛ مواد تولیدی
-
جانوران تولیدکننده پوست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن