ترجمه "procurance" به فارسی
وکالت, تهیه, فراهم سازی بهترین ترجمه های "procurance" به فارسی هستند.
procurance
noun
the act of getting possession of something; "he was responsible for the procurement of materials and supplies"
-
وکالت
-
تهیه
nounI don't even know where she can have procured the arsenious acid.
من هیچ نمیدانم از کجا توانسته است این آسیدارسنیو را تهیه کند.
-
فراهم سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " procurance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "procurance" با ترجمه به فارسی
-
بدست اوردنی · دسترس · قابل حصول · میسر · یافتنی
-
(روم باستان) والی · مباشر · نماینده · وکالت · وکالت دادن · وکالتنامه · وکیل · پیشکار دارایی استان
-
قواد
-
مدیر ارشد تدارکات
-
بدست اوردن · به دست آوردن · تحصيل كردن · تدارک کردن · جاکشی کردن · فراهم کردن · قوادی کردن · پااندازی کردن
-
تدارکات · مدیریت تدارکات پروژه
-
بدست اوری · تدبیر · تهیه · حصول · فراهم سازی · وساطت · وسیله · وسیله سازی
-
به دست آوردن، تحصیل کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن