ترجمه "productiveness" به فارسی

سودمندی, باروری, حاصلخیزی بهترین ترجمه های "productiveness" به فارسی هستند.

productiveness noun دستور زبان

The state of being productive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سودمندی

    noun

    productivity used to grow five percent per annum

    سودمندی در دهههای ۵۰ و ۶۰ و اوائل دهه ۷۰

  • باروری

    noun
  • حاصلخیزی

    noun

    It was noted for its beauty and productivity.

    زیبایی و حاصلخیزی آن منطقه زبانزد همگان بود.

  • ترجمه های کمتر

    • فراورش
    • پرکاری
    • بار اوری
    • حاصل خیزی
    • نیروی تولید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " productiveness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "productiveness" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "productiveness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه