ترجمه "professed" به فارسی

(کشیش) سوگند خورده (و در مراسم آغاز خدمت شرکت کرده), اقرار کرده, تظاهری بهترین ترجمه های "professed" به فارسی هستند.

professed adjective verb دستور زبان

Professing to be qualified. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (کشیش) سوگند خورده (و در مراسم آغاز خدمت شرکت کرده)

  • اقرار کرده

  • تظاهری

  • ترجمه های کمتر

    • خستو
    • خود گفته
    • داوخواه
    • دروغی
    • سوگند - خورده
    • مدعی
    • معترف
    • مقر
    • وانمودین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " professed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Professed
+ اضافه کردن

"Professed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Professed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "professed" با ترجمه به فارسی

  • حرفه
  • حرفه حسابداری
  • (به عضویت فرقه ی مذهبی) پذیرفتن · (مذهب یا عقیده ی خود را) اعلام کردن · آشکار گویی کردن · ابراز کردن · اذعان کردن · اشهد گفتن · اقرار کردن · تاکید کردن · تایید کردن · تظاهر کردن · خستو شدن · در مراسم ورود به خدمت کشیشی شرکت کردن · فاش گفتن · لافیدن · هایستن · وانمودکردن
  • فعال در کارهای تاریخی
  • ادعا · اعتراف · اقرار · حرفه · حرفه (پیشه ای که مستلزم آموزش عالی و مهارت های فکری باشد نه یدی) · خستویی · دخش · شرکت در مراسم سوگند و ورود به خدمت کشیشی · شغل · فاش گویی · ورزه · پیشه
  • حرفهها · شغلها · پيشهها
  • شغل؛ حرفه
  • حرفه
اضافه کردن

ترجمه های "professed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه