ترجمه "professions" به فارسی

حرفهها, شغلها, پيشهها بهترین ترجمه های "professions" به فارسی هستند.

professions noun

Plural form of profession. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حرفهها

    All professions have their own little peculiarities of detail;

    تمامی حرفهها خصایص کوچک مربوط به خود را دارند.

  • شغلها

    But then is not it the same with many other professions perhaps most other

    اما همهی شغلها همینطور است

  • پيشهها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " professions " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "professions" با ترجمه به فارسی

  • حرفه
  • حرفه حسابداری
  • (کشیش) سوگند خورده (و در مراسم آغاز خدمت شرکت کرده) · اقرار کرده · تظاهری · خستو · خود گفته · داوخواه · دروغی · سوگند - خورده · مدعی · معترف · مقر · وانمودین
  • (به عضویت فرقه ی مذهبی) پذیرفتن · (مذهب یا عقیده ی خود را) اعلام کردن · آشکار گویی کردن · ابراز کردن · اذعان کردن · اشهد گفتن · اقرار کردن · تاکید کردن · تایید کردن · تظاهر کردن · خستو شدن · در مراسم ورود به خدمت کشیشی شرکت کردن · فاش گفتن · لافیدن · هایستن · وانمودکردن
  • فعال در کارهای تاریخی
  • ادعا · اعتراف · اقرار · حرفه · حرفه (پیشه ای که مستلزم آموزش عالی و مهارت های فکری باشد نه یدی) · خستویی · دخش · شرکت در مراسم سوگند و ورود به خدمت کشیشی · شغل · فاش گویی · ورزه · پیشه
  • شغل؛ حرفه
  • حرفه
اضافه کردن

ترجمه های "professions" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه