ترجمه "professor" به فارسی
استاد, پروفسور, مدرس بهترین ترجمه های "professor" به فارسی هستند.
A teacher or faculty member at a college or university. [..]
-
استاد
nouna higher ranking for a teacher or faculty member at a college or university [..]
Well my French professor finally asked me out.
خب ، استاد فرانسوي ام بالاخره ازم خواست باهاش برم بيرون.
-
پروفسور
a higher ranking for a teacher or faculty member at a college or university [..]
Two Iranian professors of physics were assassinated.
دو پروفسور فیزیک ایرانی ترور شدند.
-
مدرس
noun
-
ترجمه های کمتر
- معلم
- معترف
- آموزاننده
- فاشگوی
- مقر (به مذهب یا عقیده ی خاص)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " professor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The title for someone who holds the professor job.
"Professor" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Professor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "professor" با ترجمه به فارسی
-
استادی
-
دانشیار
-
استاد رسمی – آزمایشی (معادل استادیار)
-
عضو دائم هیئت علمی، استاد رسمی (معادل دانشیار)
-
استاد (کامل) (در برابر: دانشیار associate professor و استادیار assistant professor)
-
(امریکا) استاد مهمان (استاد یک دانشگاه که به عنوان مهمان مدتی در دانشگاه دیگر درس می دهد)
-
Why some very good students often fail exams was recently by a professor of psychology.
-
استادیار