ترجمه "proffer" به فارسی

عرضه, تقدیم, پیشنهاد بهترین ترجمه های "proffer" به فارسی هستند.

proffer Verb verb noun دستور زبان

Essay; attempt. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عرضه

    noun

    Sauron had taken the proffered bait in jaws of steel.

    سائورون طعمهای را که به او عرضه کـرده بودنـد، در میـان دندانهای فولادیش گرفته بود.

  • تقدیم

    noun

    Jaafar came in and proffered his resignation to Feisal.

    وقتی جعفر از جریان اطلاع یافت، نزد فیصل آمد و استعفای خود را تقدیم کرد.

  • پیشنهاد

    noun

    I proffered my services and money.

    بهآنها پیشنهاد کردم که خودم و پولم در اختیار آنهاست.

  • ترجمه های کمتر

    • (به ویژه چیزهای لمس نشدنی) ارزانی داشتن
    • تقدیم داشتن
    • عرضه داشتن
    • پیشنهاد کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proffer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Proffer
+ اضافه کردن

"Proffer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Proffer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "proffer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه