ترجمه "proficient" به فارسی

ماهر, خبره, استاد بهترین ترجمه های "proficient" به فارسی هستند.

proficient adjective noun دستور زبان

Good at; skilled; fluent; practiced, especially in relation to a task or skill. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهر

    adjective

    must be proficient in combat

    بايد در مبارزه ماهر باشه

  • خبره

    adjective

    I'm fluent in 60 languages, proficient in another 12.

    بنده 60 زبان رو سلیس صحبت میکنم و در 12 زبان خبره هستم

  • استاد

    adjective

    The years during which he was struggling to acquire proficiency in a difficult art were monotonous

    سالهاییکه طی آن کوشش میکرد در هنری چنان دشوار استاد شود یکنواخت بودهاند

  • ترجمه های کمتر

    • حاذق
    • متبحر
    • کارشناس
    • ورزیده
    • متخصص
    • آدم حاذق
    • آدم ماهر
    • آدم متبحر
    • آدم کارشناس
    • دارای تبحر
    • زبر دست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proficient " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Proficient
+ اضافه کردن

"Proficient" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Proficient در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "proficient" با ترجمه به فارسی

  • اطلاع · تخصص · تکنیک · خبرگی · دانش · روش فنی · زبر دستی · شیوه · علم · مهارت
  • ازروی مهارت · استادانه · با زبر دستی · ماهرانه
  • مهارت
اضافه کردن

ترجمه های "proficient" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه