ترجمه "proficiency" به فارسی
مهارت, خبرگی, تخصص بهترین ترجمه های "proficiency" به فارسی هستند.
proficiency
noun
دستور زبان
Ability, skill, competence. [..]
-
مهارت
nounEhud wielded his sword proficiently and with courage.
اِیهُود با شجاعت و مهارت تمام از خنجر خود استفاده کرد.
-
خبرگی
-
تخصص
noun
-
ترجمه های کمتر
- اطلاع
- تکنیک
- دانش
- شیوه
- علم
- روش فنی
- زبر دستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proficiency " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "proficiency" با ترجمه به فارسی
-
ازروی مهارت · استادانه · با زبر دستی · ماهرانه
-
مهارت
-
آدم حاذق · آدم ماهر · آدم متبحر · آدم کارشناس · استاد · حاذق · خبره · دارای تبحر · زبر دست · ماهر · متبحر · متخصص · ورزیده · کارشناس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن