ترجمه "profiling" به فارسی
پروفایلینگ ترجمه "profiling" به فارسی است.
profiling
noun
verb
دستور زبان
the forensic science of constructing an outline of a person's individual characteristics [..]
-
پروفایلینگ
technique of measuring the amount of time or other resources used by different components of an executing computer program
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " profiling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "profiling" با ترجمه به فارسی
-
گروه سنی
-
نمایه کاربر
-
سوخت و ساز · متابولیسم · نيمرخ متابوليك
-
نیمرخ یونانی (که در آن بینی و پیشانی خط تقریبا صافی را تشکیل می دهند)
-
(معماری) مقطع · برش عمودی · برش عمودی رسم کردن · تاریخچه · شرح حال (مختصر و زنده) · شرح دادن · شناسينه · مشخصات · نما · نما کشیدن · نمایه · نمودار · نیم نما · نیمرخ · نیمرخ کشیدن
-
نمایه رنگ
-
شرح خلاصه شرکت –تحلیل مختصر شرکت
-
نیمرخهای خاک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن