ترجمه "prognosticate" به فارسی

(از روی نشانه ها) پیش بینی کردن, (از پیش) دلالت کردن بر, (پزشکی) پیش شناسی کردن بهترین ترجمه های "prognosticate" به فارسی هستند.

prognosticate verb دستور زبان

(transitive) To predict or forecast, especially through the application of skill. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (از روی نشانه ها) پیش بینی کردن

  • (از پیش) دلالت کردن بر

  • (پزشکی) پیش شناسی کردن

  • ترجمه های کمتر

    • حاکی بودن
    • حاکی بودن از
    • دلالت داشتن
    • شگون داشتن
    • قبلا اعلام کردن
    • قول دادن
    • نشانه بودن
    • پیش گویی کردن
    • پیشنمایی کردن
    • پیشگویی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prognosticate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prognosticate" با ترجمه به فارسی

  • ابلاغ · خبر · خبر بد · رسالت · شگون · علامت · فال · فال بد · نبوت · نشانه · پیش بینی · پیش نمایی · پیشگویی · پیغمبری
  • پیش بین · پیش بینی کننده · پیش گویی کننده · پیشگو
  • (پزشکی) پیش شناسی · خبر بد · شگون · علامت · فال · فال بد · نشانه · وابسته به پیش بینی یا پیش نمایی · پیش بینی · پیش دانی · پیشنما · پیشگویی
اضافه کردن

ترجمه های "prognosticate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه