ترجمه "progressive" به فارسی

مترقی, پیش رونده, تدریجی بهترین ترجمه های "progressive" به فارسی هستند.

progressive adjective noun دستور زبان

Favouring or promoting progress; advanced. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مترقی

    adjective

    Yet I think you'll find me somewhat progressive.

    اما گمان میکنم شما خواهید دید که من هم قدری مترقی هستم.

  • پیش رونده

  • تدریجی

    One man would construct a symphony on the progressive development of a sonorous formula

    این یکی اثر خود را روی گسترش تدریجی یک مقام آهنگین بنا میکرد

  • ترجمه های کمتر

    • پیشرو
    • متوالی
    • فرایاز
    • فرایازگر
    • فرایازی
    • مترقیانه
    • پیشگرای
    • گسترا
    • متصاعد
    • پیشتاز
    • پیاپی
    • (دستور زبان) استمراری
    • (ریاضی) تصاعدی
    • (مالیات) فرایاز
    • (پزشکی) وخیم شونده
    • آدم پیشرفت گرای
    • ترقی خواه
    • عضو حزب مترقی (Progressive Party)
    • وابسته به مالیات تصاعدی
    • پشت سرهم
    • پیشرفت گرای
    • گام به گام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " progressive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Progressive adjective noun دستور زبان

A member or supporter of a Progressive Party. [..]

+ اضافه کردن

"Progressive" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Progressive در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "progressive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "progressive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه