ترجمه "progression" به فارسی

تصاعد, پیشرفت, ترقی بهترین ترجمه های "progression" به فارسی هستند.

progression noun دستور زبان

Moving from one thing to another. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصاعد

    noun

    In your case, I'm guessing the progression is exponential.

    آه ، در مورد تو ، من حدس می زنم که تصاعد عددی یه.

  • پیشرفت

    noun

    People who are afraid of making mistakes will make no progress in English conversation.

    کسانی که از اشتباه کردن می ترسند،نمی توانند در مکالمه انگلیسی پیشرفت کنند

  • ترقی

    noun

    With that malady of progress, civil war, we have been obliged to come in contact in our passage.

    این بیماری ترقی یعنی جنگ داخلی را ما باید در رهگذارمان ملاقات کنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • پیشروی
    • فرایازی
    • توالی
    • فراگشت
    • رشته
    • (ریاضی) تصاعد
    • (عمل یا رویداد) تسلسل
    • پشت سرهمی
    • پی در پی بودگی
    • پیشتازی (رجوع شود به progress)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " progression " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "progression" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "progression" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه