ترجمه "proliferation" به فارسی
تکثیر, زادوولدسریع, زیادسازی بهترین ترجمه های "proliferation" به فارسی هستند.
proliferation
noun
دستور زبان
(uncountable) The process by which an organism produces others of its kind; breeding, propagation, procreation, reproduction. [..]
-
تکثیر
nounweapons proliferation-proof and all the rest of it.
امن در مقابل تکثیر سلاح و باقی قضایا.
-
زادوولدسریع
-
زیادسازی
-
زیاد باراوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proliferation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "proliferation" با ترجمه به فارسی
-
ایمنی به واسطه سلول · ایمنی سلولی · بلاستوژنز · تراريختي لنفوسيت · تكثير لنفوسيت · فعالسازي لنفوسيت
-
اختلالات تكثيري · تکثیر بافت · پوليپها
-
پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی اتمی
-
(جانورشناسی - به ویژه مرجان) تولید مثل کننده از طریق جوانه زنی · (گیاه شناسی) دارای جوانه های برگ مانند در میوه یا گل · (گیاه شناسی) فزون یاب · تکثیر شونده · فزون شونده
-
(به سرعت و پی در پی) شاخ و برگ در - آوردن · (تقسیم سلولی) تکثیر شدن · تکثیر یافتن · فزونی یافتن · هنگفتیدن · وستادن · پربار شدن · پربارشدن · چند شاخه شدن · کثیر شدن
-
پیماننامه منع گسترش سلاحهای هستهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن