ترجمه "prolific" به فارسی
پربار, پربچه, پرمیوه بهترین ترجمه های "prolific" به فارسی هستند.
prolific
adjective
دستور زبان
Fertile, producing offspring or fruit in abundance—applied to plants producing fruit, animals producing young, etc. [..]
-
پربار
so, it's quite prolific stuff.
بنابراين،بساك محفظه اي پربار است
-
پربچه
-
پرمیوه
-
ترجمه های کمتر
- بارور
- زیاد
- (معمولا با: in یا of) فراوان
- (نویسنده و هنرمند و غیره) دارای آثار فراوان
- پرزاد و رود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prolific " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prolific" با ترجمه به فارسی
-
بارخیزی · برومندی · پرباری · پرزایی
-
سندرم گلومرولونفریت حاد
-
اختلالات تكثيري · تکثیر بافت · پوليپها
-
بارخیزی · برومندی · پربارب · پرزایی
-
بطور پرزابا بارخیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن