ترجمه "prolongation" به فارسی

امتداد, تمدید, تطویل بهترین ترجمه های "prolongation" به فارسی هستند.

prolongation noun دستور زبان

The act of prolonging. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • امتداد

    you want to prolong that first experience of illegality

    مي‌خواهي آن نخستين تجربه‌ي غيرقانوني‌بودن را امتداد دهي

  • تمدید

    To dream of the indefinite prolongation of defunct things, and of the government of men by embalming

    تمدید نامحدود اشیاء مرده را، و حکومت اجساد مومیایی شده را بر مردم، در خواب دیدن، گنبدهای مشرف به ویران شدن را برپا داشتن،

  • تطویل

    noun

    He was absolutely convinced that nothing could be done to prolong his brother's life or to relieve his suffering.

    به طور قطع و یقین معقتد بود که برای تطویل عمر برادرش و یا تخفیف رنجهای او هیچ کاری نمیتوان کرد

  • ادامه

    noun

    I have no mind to prolong a sickly existence.

    منعلاقهای ندارم که با رنجوری به زندگی ادامه دهم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prolongation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prolongation" با ترجمه به فارسی

  • اطاله
  • كودهاي شيميايي آهستهرهايش · كودهاي شيميايي با رهايش كنترلشده · كودهاي شيميايي تاخيرياثر · كودهاي شيميايي طولانياثر · کودهای کندرها
  • (prolongate هم می گویند) · (زمان یا درازا) طولانی کردن · ادامه دادن · امتداد دادن · به درازا کشاندن · به طول انجامیدن · تمدید کردن · دراز کردن · درازاندن · طفره رفتن · طولانی کردن · لفت دادن · کش دادن
  • طناب قلابدار
  • امتداد دهنده · تاخیر دهنده · طولانی کننده
  • طولانی · مدید، طولانی، دراز
اضافه کردن

ترجمه های "prolongation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه