ترجمه "prolonged" به فارسی
طولانی, مدید، طولانی، دراز بهترین ترجمه های "prolonged" به فارسی هستند.
prolonged
adjective
verb
دستور زبان
lengthy in duration; extended; protracted. [..]
-
طولانی
adjectiveThe more aggressive treatments, they would have only slightly prolonged Tessa's life.
شدیدترین درمان ها فقط می تونستن ، زندگی تسا رو طولانی تر کنن.
-
مدید، طولانی، دراز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prolonged " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Prolonged
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Prolonged" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prolonged در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "prolonged" با ترجمه به فارسی
-
اطاله
-
كودهاي شيميايي آهستهرهايش · كودهاي شيميايي با رهايش كنترلشده · كودهاي شيميايي تاخيرياثر · كودهاي شيميايي طولانياثر · کودهای کندرها
-
(prolongate هم می گویند) · (زمان یا درازا) طولانی کردن · ادامه دادن · امتداد دادن · به درازا کشاندن · به طول انجامیدن · تمدید کردن · دراز کردن · درازاندن · طفره رفتن · طولانی کردن · لفت دادن · کش دادن
-
طناب قلابدار
-
امتداد دهنده · تاخیر دهنده · طولانی کننده
-
ادامه · امتداد · تطویل · تمدید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن