ترجمه "promenade" به فارسی

گردش, تفرج, گردش کردن بهترین ترجمه های "promenade" به فارسی هستند.

promenade verb noun دستور زبان

Formal term for a prom, a dance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گردش

    noun

    Going to take a promenade, Grisha? shouted one.

    یکی بانگ برآورد: رفیق، به گردش میری؟ دیگری گفت.

  • تفرج

    noun
  • گردش کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • گردشگاه
    • تفرجگاه
    • خرامش
    • خرامشگاه
    • خرامیدن
    • (به طور تفریحی یا برای خودنمایی) راه رفتن
    • (رقص) پا به پابردن
    • به رخ دیگران کشیدن
    • تفرج کردن
    • خود نمایی کردن
    • دسته دسته شدن
    • رقص رسمی
    • رژه رفتن
    • سلانه سلانه رفتن
    • فراهم آمدن
    • محل خرامش یا پیاده روی
    • همگام حرکت کردن
    • پز دادن
    • پیاده روی تفریحی
    • گردش رفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " promenade " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "promenade" با ترجمه به فارسی

  • تفریح کننده · گردش کننده
اضافه کردن

ترجمه های "promenade" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه