ترجمه "promenader" به فارسی

تفریح کننده, گردش کننده بهترین ترجمه های "promenader" به فارسی هستند.

promenader noun دستور زبان

Agent noun of promenade; one who promenades. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تفریح کننده

  • گردش کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " promenader " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "promenader" با ترجمه به فارسی

  • (به طور تفریحی یا برای خودنمایی) راه رفتن · (رقص) پا به پابردن · به رخ دیگران کشیدن · تفرج · تفرج کردن · تفرجگاه · خرامش · خرامشگاه · خرامیدن · خود نمایی کردن · دسته دسته شدن · رقص رسمی · رژه رفتن · سلانه سلانه رفتن · فراهم آمدن · محل خرامش یا پیاده روی · همگام حرکت کردن · پز دادن · پیاده روی تفریحی · گردش · گردش رفتن · گردش کردن · گردشگاه
اضافه کردن

ترجمه های "promenader" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه