ترجمه "promiscuity" به فارسی

بيقاعدگی, بی بند و باری (به ویژه در امور جنسی), بی عفتی بهترین ترجمه های "promiscuity" به فارسی هستند.

promiscuity noun دستور زبان

The state or quality of being promiscuous. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بيقاعدگی

    The state or quality of being promiscuous.

  • بی بند و باری (به ویژه در امور جنسی)

  • بی عفتی

  • ترجمه های کمتر

    • بی ناموسی
    • بیقید در امور اخلاقی و جنسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " promiscuity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "promiscuity" با ترجمه به فارسی

  • بطور درهم برهم · بطور هرج و مرج
  • بی بند وبار (به ویژه در امور جنسی) · بی عفت · بی ناموس · بی نقشه · بی هدف · تصادفی · حرف نشنو · درهم آمیخته · درهم و برهم · قاتی پاتی · گستاخ
  • حالت بیقاعده
اضافه کردن

ترجمه های "promiscuity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه