ترجمه "propaganda" به فارسی

پروپاگاند, تبلیغات, تبلیغ بهترین ترجمه های "propaganda" به فارسی هستند.

propaganda noun دستور زبان

A concerted set of messages aimed at influencing the opinions or behavior of large numbers of people. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پروپاگاند

    concerted set of messages

  • تبلیغات

    noun

    Knives are very useful in their way; but only when you have a good, organized propaganda behind them.

    خنجرها در موقع خود بسیار سودمندند؛ ولی فقط هنگامی که یک تبلیغات منظم به دنبال آنها داشته باشید.

  • تبلیغ

    noun

    Propaganda! propaganda! There's too little of it now The young workingmen are right.

    تبلیغ، تبلیغ! این قسمت، دی گه کافی نیست کارگران جو ون حقدارن:

  • ترجمه های کمتر

    • تبليغات
    • تبلیغات سیاسی
    • فرداد
    • (تداعی کمی منفی) شعار
    • (واتیکان) شورای مسئول امور خارجی و تبلیغات
    • آوازه گری
    • تبلیغ (تبلیغات)
    • حرف پوچ
    • در باغ سبز
    • روابط عمومی
    • وعده و وعید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " propaganda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "propaganda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه