ترجمه "propagation" به فارسی

انتشار, پخش, گسترش بهترین ترجمه های "propagation" به فارسی هستند.

propagation noun دستور زبان

(physics) the act of propagating, especially the movement of a wave [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتشار

    noun

    To propagate rumours in times of war, it is high treason.

    دفعه بعد بهش بگو انتشار شايعه زمان جنگ خيانت بزرگيه

  • پخش

    noun

    you see, when the sound waves, they propagate, then its like an you are such a nerd

    ميدوني ، وقتي امواج صوتي ، پخش ميشند اون وقته که شبيه تو شبيه يک آدم غير مشهور هستي

  • گسترش

  • ترجمه های کمتر

    • تکثیر
    • ترویج
    • تبليغ
    • تبلیغ
    • (جانور یا گیاه) تکثیر
    • (عقیده و غیره) فرارسانی
    • زاد آوری
    • زاد و ولد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " propagation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "propagation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "propagation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه