ترجمه "propagator" به فارسی

مروج, انتشار دهنده, ترویج کننده بهترین ترجمه های "propagator" به فارسی هستند.

propagator noun دستور زبان

A person who disseminates news or rumour [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مروج

  • انتشار دهنده

  • ترویج کننده

  • قلمه زن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " propagator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "propagator" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "propagator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه