ترجمه "propagative" به فارسی
ترویج کننده, موجب افزایش یاانتشار بهترین ترجمه های "propagative" به فارسی هستند.
propagative
adjective
دستور زبان
Of, pertaining to, or produced by propagation [..]
-
ترویج کننده
-
موجب افزایش یاانتشار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " propagative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "propagative" با ترجمه به فارسی
-
(جانور یا گیاه) تکثیر · (عقیده و غیره) فرارسانی · انتشار · تبليغ · تبلیغ · ترویج · تکثیر · زاد آوری · زاد و ولد · پخش · گسترش
-
انتشار موج
-
ريشههای انباري چغندر · مواد تکثیری
-
توليد مثل غير جنسي (تكثير)
-
تاخیر انتشار
-
قابل تکثیر
-
انتشار دهنده · ترویج کننده · قلمه زن · مروج
-
توليد مثل رويشي (تكثير)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن