ترجمه "proper" به فارسی

مناسب, خود, درست بهترین ترجمه های "proper" به فارسی هستند.

proper adjective adverb دستور زبان

Suitable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مناسب

    I shall prove myself against you in proper contest.

    در يک مسابقه مناسب خودمو در مقابل تو ثابت ميکنم.

  • خود

    pronoun noun

    in the very strictest sense of the word

    Well, we'll let it run its course under proper supervision.

    خب ، ميذاريم دوره اش تحت نظارت مناسب تموم بشه.

  • درست

    verb

    So, it's the part you offer me a drink so we can have a proper chat.

    فک کنم وقتشه که بهم نوشيدني تعارف کني تا بتونيم درست حسابي گپ بزنيم.

  • ترجمه های کمتر

    • صحیح
    • شایسته
    • حسابی
    • بجا
    • حقیقی
    • فراخور
    • پاک، پاگیزه، سلیم
    • درخور
    • طبیعی
    • سرتاسر
    • زیبنده
    • محض
    • قشنگ
    • (انگلیس) کامل
    • (با: to) معمول
    • (دستور زبان) خاص 1
    • (دعا و غیره) ویژه ی ایام بخصوص
    • (ریاضی) سره
    • (محلی) کاملا
    • به تمام معنی
    • به تنهایی
    • بی بروبرگرد
    • تمام و کمال 2
    • خوش قیافه
    • درست و حسابی
    • دعای ویژه 0
    • دو آتشه
    • فقط خودش
    • ویژه ی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Proper
+ اضافه کردن

"Proper" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Proper در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "proper" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "proper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه