ترجمه "propertied" به فارسی
متمکن, دولتمند, دارا بهترین ترجمه های "propertied" به فارسی هستند.
propertied
adjective
دستور زبان
That owns property; especially that owns land or real estate and derives income from it [..]
-
متمکن
adjective -
دولتمند
adjective nounwho were worth considerably more than that in property.
خیلی بیش از آن دولتمند بودند.
-
دارا
32 hits, each of which is a protein which has those properties
32 نتیجه ی جستجو، که هر یک از آنها یک پروتئین است که آن خواص را دارا است
-
دارای ملک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " propertied " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "propertied" با ترجمه به فارسی
-
مِلك بزرگ وبسيار گسترده
-
)کلم( هلابق
-
خصوصیت – ویژگی
-
خواص الکتریکی
-
اموال غیر منقول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن