ترجمه "property" به فارسی
دارایی, خاصیت, مال بهترین ترجمه های "property" به فارسی هستند.
property
verb
noun
دستور زبان
Something that is owned. [..]
-
دارایی
nounThis includes not treating pregnant women like community property.
این شامل این قضیه میشه که با زنان باردار مثل دارایی اجتماع برخورد نکنیم.
-
خاصیت
nounThese words possess the mysterious and admirable property of swelling the bill on the following day.
این گونه کلمات، خاصیت اسرارآمیز و شایان تمجیدی برای بالا بردن حاصل جمع صورت حسات روز بعد دارند.
-
مال
nounI thought you had lost half your property, at least.
من داشتم فکر میکردم دستکم نصف مال و اموالتان را از دست دادهاید.
-
ترجمه های کمتر
- ویژگی
- مالکیت
- مایملک
- خصوصیت
- کیفیت
- ملک
- خواص
- زمین
- مکنت
- خصیصه
- ضیاع
- مشخصه
- اندازه
- کسان
- شهرت
- دارايی
- عقار
- فروزه
- کدیوری
- یياراد
- چونی
- متعلقه
- خصلت
- خاصه
- موجودی
- (تئاتر) وسایل صحنه (به جز جامه و پساویز صحنه)
- (فلسفه و منطق) عرض خاص
- (کتاب و فیلم و غیره) حق مالکیت
- حق نشر
- حقوق نویسنده (یا صاحب اثر)
- دارایی (به ویژه زمین و ساختمان)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " property " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Property
-
خصوصیت – ویژگی
عباراتی شبیه به "property" با ترجمه به فارسی
-
مِلك بزرگ وبسيار گسترده
-
)کلم( هلابق
-
خواص الکتریکی
-
اموال غیر منقول
-
مالکیت فکری و معنوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن