ترجمه "propitiator" به فارسی

تسکین دهنده, دلجویی کننده بهترین ترجمه های "propitiator" به فارسی هستند.

propitiator noun دستور زبان

One who propitiates or appeases.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسکین دهنده

  • دلجویی کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " propitiator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "propitiator" با ترجمه به فارسی

  • خجستگی · مساعدت · مناسبت · موافقت · نیکی
  • ارام سازی · تسکین · شفاعت · کظم غیظ · کفاره · کفاره پیشکشی یا قربانی
  • ارام کننده · استمالت پذیر · قابل تسکین
  • بطور مساعد یا موافق · بطور مناسب یا مقتضی · خجسته وار
  • (خداوند یا خدایان را) بر سر مهر آوردن · استمالت کردن · خشنود کردن · دست به سر کردن · دل کسی را به دست آوردن · فرونشاندن
  • (خداوند یا خدایان یا نیروهای آسمانی و غیره) خرسند · خجسته · خوش طالع · فرخ · فرخنده · مساعد · مقتضی · مناسب · موافق · نیک بختی · همراه
  • (خداوند یا خدایان یا نیروهای آسمانی و غیره) خرسند · خجسته · خوش طالع · فرخ · فرخنده · مساعد · مقتضی · مناسب · موافق · نیک بختی · همراه
اضافه کردن

ترجمه های "propitiator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه