ترجمه "propitious" به فارسی

مساعد, مناسب, خجسته بهترین ترجمه های "propitious" به فارسی هستند.

propitious adjective دستور زبان

Favorable; benevolent (e.g. propitious weather) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مساعد

    adjective

    Indeed the weather is not propitious on account of the damp.

    راستش به علت رطوبت، هوا برای این کار مساعد نیست.

  • مناسب

    adjective
  • خجسته

    Martin had encountered his sister Gertrude by chance on Broadway as it proved, a most propitious yet disconcerting chance.

    مارتین بر حسب تصادف در خیابان برادوی با خواهرش گرترود روبهرو شد که از قضا برخوردی خجسته و در همان حال برآشوب نده بود

  • ترجمه های کمتر

    • فرخ
    • فرخنده
    • مقتضی
    • موافق
    • همراه
    • (خداوند یا خدایان یا نیروهای آسمانی و غیره) خرسند
    • خوش طالع
    • نیک بختی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " propitious " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Propitious
+ اضافه کردن

"Propitious" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Propitious در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "propitious" با ترجمه به فارسی

  • خجستگی · مساعدت · مناسبت · موافقت · نیکی
  • ارام سازی · تسکین · شفاعت · کظم غیظ · کفاره · کفاره پیشکشی یا قربانی
  • ارام کننده · استمالت پذیر · قابل تسکین
  • تسکین دهنده · دلجویی کننده
  • بطور مساعد یا موافق · بطور مناسب یا مقتضی · خجسته وار
  • (خداوند یا خدایان را) بر سر مهر آوردن · استمالت کردن · خشنود کردن · دست به سر کردن · دل کسی را به دست آوردن · فرونشاندن
اضافه کردن

ترجمه های "propitious" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه