ترجمه "prospering" به فارسی
موفق ترجمه "prospering" به فارسی است.
prospering
adjective
verb
Present participle of prosper. [..]
-
موفق
adjectiveLillywhite's was still a draper's, but it didn't look too prosperous.
لیلی وایت، هنوز پارچهفروشی بود، اما خیلی موفق به نظر نمیرسید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prospering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prospering" با ترجمه به فارسی
-
آبادانی · آبادی · استانداردهای زندگی · بهروزی · خوشبختي · رفاه · رونق · سامان · سعادت · شرايط زندگی · شکوفایی · كاميابي · موفقیت · نیکبختی · هزينه زندگي · کامکاری
-
آباد · آبادان · ثروتمند · خوش اقبال · در رفاه · دولتمند · روز آرام · سعید · شکوفا · فرخنده · متبارِک · مساعد · موفق · پر رونق · کامیاب
-
رونق تجاری
-
(قدیمی) پر رونق کردن · آباد شدن · بهروز شدن · رونق داشتن (یا گرفتن) · رونق یافتن · شکفتن · شکوفان شدن · موجب موفقیت شدن · موفق شدن · موفق شدن (یا بودن) · پیشرفت کردن · کامیاب شدن
-
موفقیت
-
مریمه (نویسنده ی فرانسوی)
-
با خوش بختی · با عاقبت خوش · با کامیابی · بطور نیک انجام · بکامرانی
-
آبادانی · آبادی · استانداردهای زندگی · بهروزی · خوشبختي · رفاه · رونق · سامان · سعادت · شرايط زندگی · شکوفایی · كاميابي · موفقیت · نیکبختی · هزينه زندگي · کامکاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن