ترجمه "prosperity" به فارسی
سعادت, خوشبختي, رفاه بهترین ترجمه های "prosperity" به فارسی هستند.
prosperity
noun
دستور زبان
The condition of being prosperous, of having good fortune [..]
-
سعادت
nounWhile Fantine had been slowly descending from wretchedness to wretchedness, her native town had prospered.
هنگامیکه فانتین به آهستگی از فلاکتی به فلاکت دیگر نزول میکرد زادبومش سوی سعادت رفته بود.
-
خوشبختي
-
رفاه
Happy, united humans will enjoy peace and prosperity for all eternity.
بدینگونه است که انسانها شاد و متحد تا ابد از صلح و رفاه برخوردار خواهند بود.
-
ترجمه های کمتر
- رونق
- موفقیت
- شکوفایی
- بهروزی
- آبادی
- كاميابي
- آبادانی
- نیکبختی
- سامان
- کامکاری
- استانداردهای زندگی
- شرايط زندگی
- هزينه زندگي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prosperity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Prosperity
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Prosperity" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prosperity در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "prosperity" با ترجمه به فارسی
-
موفق
-
آباد · آبادان · ثروتمند · خوش اقبال · در رفاه · دولتمند · روز آرام · سعید · شکوفا · فرخنده · متبارِک · مساعد · موفق · پر رونق · کامیاب
-
رونق تجاری
-
(قدیمی) پر رونق کردن · آباد شدن · بهروز شدن · رونق داشتن (یا گرفتن) · رونق یافتن · شکفتن · شکوفان شدن · موجب موفقیت شدن · موفق شدن · موفق شدن (یا بودن) · پیشرفت کردن · کامیاب شدن
-
موفقیت
-
مریمه (نویسنده ی فرانسوی)
-
با خوش بختی · با عاقبت خوش · با کامیابی · بطور نیک انجام · بکامرانی
-
موفق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن