ترجمه "protest" به فارسی

اعتراض, واخواهی, پرخاش بهترین ترجمه های "protest" به فارسی هستند.

protest verb noun دستور زبان

(intransitive) to make a strong objection [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعتراض

    noun

    expression of objection

    Lambert was about to protest but realized it would do no good.

    لامبرت میخواست اعتراض کند، ولی دریافت کهفایدهای نخواهد داشت.

  • واخواهی

    noun
  • پرخاش

    Protesting, Vince was led to the Power Wagon and deposited inside.

    ون یس پرخاش کنان به ماشین پلیس راهنمایی شد و در آن جا گرفت.

  • ترجمه های کمتر

    • بازخواست
    • واخواست
    • واسرنگ
    • واسرنگیدن
    • چخش
    • چخیدن
    • (با تاکید یا اطمینان) گفتن
    • (برات و سفته و غیره) واخواست کردن
    • اصرار کردن
    • اعتراض به نکول پرداخت
    • اعتراض داشتن
    • اعتراض نامه
    • اعتراض کردن
    • بازخواست کردن
    • تاکید کردن
    • مخالف بودن
    • مخالفت کردن
    • ناهمرای بودن
    • نفاق داشتن
    • واخواست نامه
    • پرخاش نامه
    • پرخاش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " protest " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Protest
+ اضافه کردن

"Protest" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Protest در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "protest"

عباراتی شبیه به "protest" با ترجمه به فارسی

  • پروتستان
  • سفته رسما” نکول شده
  • رأی اعتراضی
  • رجوع شود به work ethic
  • (امریکا) کلیسای پروتستان - اپیسکوپال (Episcopal Church هم می گویند)
  • اصرار · اظهار موکد · اعتراض · فاشگویی · مخالفت · واخواهی · واسرنگش · پادبود
  • (مسیحیت) پروتستان (غیر کاتولیک) P( -2 کوچک) معترض · باز خواستگر · وابسته به پروتستان ها · واخواه · پروتستان
  • شماس
اضافه کردن

ترجمه های "protest" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه