ترجمه "Protestant" به فارسی

پروتستان, پروتستان, واخواه بهترین ترجمه های "Protestant" به فارسی هستند.

Protestant adjective noun دستور زبان

(Christianity) Any of several denominations of Christianity that separated from the Roman Catholic Church based on theological or political differences during the Reformation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پروتستان

    adjective noun

    Protestant [..]

    And a way to legitimize Protestant worship, if indirectly.

    همينطور يک راه براي قانوني کردن عبادت پروتستان ها ، اگر غيرمستقيم باشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Protestant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

protestant adjective noun دستور زبان

of greater quality or merit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پروتستان

    adjective noun

    shes a protestant, but were not gonna hold that against her

    او پروتستان است. ولي ما نميخواهيم بر ضدش ازش بهره برداري کنيم

  • واخواه

  • (مسیحیت) پروتستان (غیر کاتولیک) P( -2 کوچک) معترض

  • ترجمه های کمتر

    • باز خواستگر
    • وابسته به پروتستان ها

عباراتی شبیه به "Protestant" با ترجمه به فارسی

  • سفته رسما” نکول شده
  • رأی اعتراضی
  • رجوع شود به work ethic
  • (با تاکید یا اطمینان) گفتن · (برات و سفته و غیره) واخواست کردن · اصرار کردن · اعتراض · اعتراض به نکول پرداخت · اعتراض داشتن · اعتراض نامه · اعتراض کردن · بازخواست · بازخواست کردن · تاکید کردن · مخالف بودن · مخالفت کردن · ناهمرای بودن · نفاق داشتن · واخواست · واخواست نامه · واخواهی · واسرنگ · واسرنگیدن · پرخاش · پرخاش نامه · پرخاش کردن · چخش · چخیدن
  • (امریکا) کلیسای پروتستان - اپیسکوپال (Episcopal Church هم می گویند)
  • اصرار · اظهار موکد · اعتراض · فاشگویی · مخالفت · واخواهی · واسرنگش · پادبود
  • شماس
  • ازروی اعتراض · معاند · معترض · واخواه · واخواهی دهنده
اضافه کردن

ترجمه های "Protestant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه