ترجمه "protester" به فارسی

معترض, معاند, واخواه بهترین ترجمه های "protester" به فارسی هستند.

protester noun دستور زبان

One who protests, either singly, or in a public display of group feeling. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معترض

    noun

    It wasn't an accusing, protesting silence as much as a sort of estivation, a dormancy

    سکوتی متهم کننده و معترض نبود بلکه بیشتر به رخوت تابستانی و رکود شباهت داشت.

  • معاند

    noun
  • واخواه

  • ترجمه های کمتر

    • ازروی اعتراض
    • واخواهی دهنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " protester " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Protester
+ اضافه کردن

"Protester" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Protester در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "protester" با ترجمه به فارسی

  • پروتستان
  • سفته رسما” نکول شده
  • رأی اعتراضی
  • رجوع شود به work ethic
  • (با تاکید یا اطمینان) گفتن · (برات و سفته و غیره) واخواست کردن · اصرار کردن · اعتراض · اعتراض به نکول پرداخت · اعتراض داشتن · اعتراض نامه · اعتراض کردن · بازخواست · بازخواست کردن · تاکید کردن · مخالف بودن · مخالفت کردن · ناهمرای بودن · نفاق داشتن · واخواست · واخواست نامه · واخواهی · واسرنگ · واسرنگیدن · پرخاش · پرخاش نامه · پرخاش کردن · چخش · چخیدن
  • (امریکا) کلیسای پروتستان - اپیسکوپال (Episcopal Church هم می گویند)
  • اصرار · اظهار موکد · اعتراض · فاشگویی · مخالفت · واخواهی · واسرنگش · پادبود
  • (مسیحیت) پروتستان (غیر کاتولیک) P( -2 کوچک) معترض · باز خواستگر · وابسته به پروتستان ها · واخواه · پروتستان
اضافه کردن

ترجمه های "protester" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه