ترجمه "proteus" به فارسی

پروتئوس, دمدمی, متلون بهترین ترجمه های "proteus" به فارسی هستند.

proteus noun دستور زبان

Any of many gram-negative bacteria, of the genus Proteus, several of which are responsible for human infections. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پروتئوس

    taxonomic terms (bacteria)

    First you tried to rob Proteus, and then you save his life.

    اولش سعي کردي به پروتئوس دستبرد بزني بعدش زندگيشو نجات دادي.

  • دمدمی

  • متلون

  • (اسطوره ی یونان) پروتیوس (خادم خدای دریا و قادر به تغییر شکل دادن) P( -2 کوچک) کسی که ظاهر خود یا عقاید خود را مکرراعوض می کند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proteus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Proteus proper noun

(Greek mythology) A sea god who could change his shape at will. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پروتئوس

    First you tried to rob Proteus, and then you save his life.

    اولش سعي کردي به پروتئوس دستبرد بزني بعدش زندگيشو نجات دادي.

تصاویر با "proteus"

عباراتی شبیه به "proteus" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "proteus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه