ترجمه "proven" به فارسی
(اسم مفعول : prove), آزمایش شده, اثبات شده بهترین ترجمه های "proven" به فارسی هستند.
proven
adjective
verb
دستور زبان
Having been proved; having proved its value or truth. [..]
-
(اسم مفعول : prove)
-
آزمایش شده
-
اثبات شده
They change everything, and it's a proven fact.
اونا همه چیزو عوض میکنن این حقیقت اثبات شده.
-
ترجمه های کمتر
- استوانیده
- بی چون و چرا
- راستانده
- محقق
- مسلم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proven " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Proven
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Proven" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Proven در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "proven" با ترجمه به فارسی
-
اشتقاق · اصل · زادبوم · زادگاه · زادگاه جغرافيايي · سرمنشا · سرچشمه · مبدأ · مبدا · منبع · منشا · منشا جغرافيايي
-
کارآزماییهای زادگاه
-
زادگاه · زادگاه جغرافيايي · مبدأ · منشا جغرافيايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن