ترجمه "provision" به فارسی
شرط, ماده, آذوقه بهترین ترجمه های "provision" به فارسی هستند.
An item of goods or supplies obtained for future use. [..]
-
شرط
nounWe're having a hard time getting the African bloc to remove the poison pill provision.
هنوز نتونستيم فراکسيون آفريقايي ها رو راضي کنيم که شرط ـشون رو حذف کنن.
-
ماده
adjective nounNot a single provision but lands you in some absurdity.
حتی یک ماده هم در این قوانین وجود ندارد که بیمعنی و مهمل نباشد.
-
آذوقه
Our provisions held out well, our ship was staunch, and our crew all in good health.
آذوقه ما کافی بود و کشتی ما شایسته اعتماد و ملاحان ما همه تندرست.
-
ترجمه های کمتر
- تهیه
- خواربار
- تهيه
- توشه
- تامین
- آمادگی
- آمایش
- ارزاق
- سورسات
- فراهمی
- تبصره
- تصریح
- (به ویژه قرارداد و غیره) قید
- (جمع) تدارکات
- آذوقه رساندن
- آماده سازی
- تامین آتیه
- تامین کردن
- توشه دادن
- جمله شرطی
- خوار بار تهیه کردن
- دور اندیشی
- ذخیره شرط
- شرط کردن
- فراهم سازی
- فکر آتیه
- مآل اندیشی
- ماده ی پیش بینی شده (در معاهده و غیره)
- منبع درآمد
- وابسته به مواد خوراکی
- وسیله ی امرار معاش
- گماشتن به شغل کلیسایی (توسط پاپ اعظم)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " provision " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Provision (accounting)
"Provision" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Provision در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "provision" با ترجمه به فارسی
-
تدارکات · خواربار · غذا · قیود · مقررات
-
ذخیره استهلاک
-
شرط پرداخت احتمالی
-
تدارك خدمات
-
شرایط پیمان
-
ذخیره زیان وام اختیاری
-
ضرب الاجل
-
ذخیره زیان وام