ترجمه "provisions" به فارسی

تدارکات, قیود, مقررات بهترین ترجمه های "provisions" به فارسی هستند.

provisions verb noun

Plural form of provision. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تدارکات

    noun

    I'm also the only one that thought to bring provisions.

    ضمناً تنها کسیم که با خودش تدارکات آورده

  • قیود

    noun
  • مقررات

    noun

    Then you know that the provisions bypass doctor-patient confidentiality.

    پس ميدونيد که طبق مقررات هر ارتباطي

  • ترجمه های کمتر

    • خواربار
    • غذا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " provisions " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "provisions" با ترجمه به فارسی

  • ذخیره استهلاک
  • شرط پرداخت احتمالی
  • تدارك خدمات
  • (به ویژه قرارداد و غیره) قید · (جمع) تدارکات · آذوقه · آذوقه رساندن · آماده سازی · آمادگی · آمایش · ارزاق · تامین · تامین آتیه · تامین کردن · تبصره · تصریح · تهيه · تهیه · توشه · توشه دادن · جمله شرطی · خوار بار تهیه کردن · خواربار · دور اندیشی · ذخیره شرط · سورسات · شرط · شرط کردن · فراهم سازی · فراهمی · فکر آتیه · مآل اندیشی · ماده · ماده ی پیش بینی شده (در معاهده و غیره) · منبع درآمد · وابسته به مواد خوراکی · وسیله ی امرار معاش · گماشتن به شغل کلیسایی (توسط پاپ اعظم)
  • شرایط پیمان
  • ذخیره زیان وام اختیاری
  • ضرب الاجل
  • ذخیره زیان وام
اضافه کردن

ترجمه های "provisions" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه