ترجمه "provisioning" به فارسی

تامین ذخایر ترجمه "provisioning" به فارسی است.

provisioning noun verb دستور زبان

Present participle of provision. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تامین ذخایر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " provisioning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "provisioning" با ترجمه به فارسی

  • تدارکات · خواربار · غذا · قیود · مقررات
  • ذخیره استهلاک
  • شرط پرداخت احتمالی
  • تدارك خدمات
  • (به ویژه قرارداد و غیره) قید · (جمع) تدارکات · آذوقه · آذوقه رساندن · آماده سازی · آمادگی · آمایش · ارزاق · تامین · تامین آتیه · تامین کردن · تبصره · تصریح · تهيه · تهیه · توشه · توشه دادن · جمله شرطی · خوار بار تهیه کردن · خواربار · دور اندیشی · ذخیره شرط · سورسات · شرط · شرط کردن · فراهم سازی · فراهمی · فکر آتیه · مآل اندیشی · ماده · ماده ی پیش بینی شده (در معاهده و غیره) · منبع درآمد · وابسته به مواد خوراکی · وسیله ی امرار معاش · گماشتن به شغل کلیسایی (توسط پاپ اعظم)
  • شرایط پیمان
  • ذخیره زیان وام اختیاری
  • ضرب الاجل
اضافه کردن

ترجمه های "provisioning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه