ترجمه "provisionally" به فارسی

موقتا, عجاله, بطور سردستی بهترین ترجمه های "provisionally" به فارسی هستند.

provisionally adverb دستور زبان

In a provisional way; temporarily. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موقتا

    for the court house is undergoing repairs just at this moment, and the courts are holding their sittings provisionally in the prefecture.

    آخر، روزها کاخ را تعمیر میکنند، و دادگاهها موقتا در فرمانداری تشکیل جلسه میدهند.

  • عجاله

  • بطور سردستی

  • بطور موقت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " provisionally " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Provisionally
+ اضافه کردن

"Provisionally" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Provisionally در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "provisionally" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) پیش نگرانه · (پست) تمبر موقت · آینده نگرانه · امتحانی · تجربی · دم گذر (provisionary هم می گویند) · شرطی · محتاط · محتاطانه · مشروط · موقت · موقتی · کوته زمان
  • تدارک کننده · سورسات چی
  • دولت موقت
  • جنبه موقتی · موقتی بودن
  • تهیه خواربار
اضافه کردن

ترجمه های "provisionally" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه