ترجمه "provisional" به فارسی

موقت, موقتی, امتحانی بهترین ترجمه های "provisional" به فارسی هستند.

provisional adjective noun دستور زبان

(philately) a postage stamp issued locally before an official issue is released. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موقت

    adjective

    inviting us to come to some provisional understanding for a truce

    و از ما دعوت کردند که به طور موقت برای برقراری یک آتش بس به توافق برسیم

  • موقتی

    adjective

    I suppose it was that in courtship everything is regarded as provisional and preliminary

    به گمان من به این جهت است که در دوران نامزدی همه چیز موقتی و مقدماتی به نظر میرسد

  • امتحانی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • تجربی
    • محتاطانه
    • مشروط
    • محتاط
    • شرطی
    • (قدیمی) پیش نگرانه
    • (پست) تمبر موقت
    • آینده نگرانه
    • دم گذر (provisionary هم می گویند)
    • کوته زمان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " provisional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Provisional noun دستور زبان

a member of the Provisional Irish Republican Army [..]

+ اضافه کردن

"Provisional" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Provisional در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "provisional"

عباراتی شبیه به "provisional" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "provisional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه