ترجمه "proviso" به فارسی
شرط, تبصره, قید بهترین ترجمه های "proviso" به فارسی هستند.
proviso
noun
دستور زبان
A conditional provision to an agreement [..]
-
شرط
nounleaving the bulk of his property to her, with proviso in case of her having children.
بر طبق آن قسمت عمده ثروت آقای کازوبن، به شرط بچهدار شدن دور تا، به او میرسید.
-
تبصره
-
قید
noun
-
ترجمه های کمتر
- (در قرارداد و غیره) شرط
- جمله شرطی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proviso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن