ترجمه "provocative" به فارسی
محرک, انگیزگر, بحث انگیز بهترین ترجمه های "provocative" به فارسی هستند.
provocative
adjective
noun
دستور زبان
Anything that is provocative; a stimulant; as, a provocative of appetite. [..]
-
محرک
Before he experienced a sexual pull the provocative objects impact had to be irresistible
تنها هنگامی کشش جنسی احساس میکرد که تماس جسم محرک برایش غیرقابل مقاومت میبود.
-
انگیزگر
-
بحث انگیز
-
ترجمه های کمتر
- تحریک آمیز
- شهوت انگیز
- پیش انگیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " provocative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "provocative" با ترجمه به فارسی
-
انگیزش · برانگیزش · تحریک · خشم · عمل تحریک آمیز · پرووکاسیون · کار خشم انگیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن