ترجمه "provoking" به فارسی

آزار دهنده, خشم انگیز, ناراحت کننده بهترین ترجمه های "provoking" به فارسی هستند.

provoking adjective verb

Present participle of provoke . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزار دهنده

  • خشم انگیز

  • ناراحت کننده

    It was certainly very provoking.

    واقعاً ناراحت کننده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " provoking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "provoking" با ترجمه به فارسی

  • (با تحریک و تهییج به کاری) واداشتن · (دعوا و غیره) دامن زدن · استنباط کردن · افژولیدن · انگیختن · انگیزاندن · ایجاد کردن · باعث شدن · بر آشفتن · برانگیختن · به وجود آوردن · تحریک کردن · خشم (کسی را) برانگیختن · خشمگین کردن · شوراندن · عصبانی کردن · لخت کردن · مزین کردن · معترض شدن · موجب شدن · وادار کردن · پیش انگیز کردن
  • مفسد
اضافه کردن

ترجمه های "provoking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه