ترجمه "prow" به فارسی

دلیر, شجاع, گرد بهترین ترجمه های "prow" به فارسی هستند.

prow adjective noun دستور زبان

(nautical) The fore part of a vessel; the bow; the stem; hence, the vessel itself. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلیر

  • شجاع

    adjective
  • گرد

    adjective noun
  • ترجمه های کمتر

    • (قدیمی) دلاور
    • دماغه کشتی
    • دماغه ی ناو
    • دماغه ی هواپیما
    • سینه ی کشتی (یا قایق)
    • عرشه کشتی
    • پوزه ی کشتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prow
+ اضافه کردن

"Prow" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prow در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "prow"

اضافه کردن

ترجمه های "prow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه