ترجمه "prowl" به فارسی
پرسه زدن, پرسه, پلکیدن بهترین ترجمه های "prowl" به فارسی هستند.
prowl
verb
noun
دستور زبان
To be on the lookout for some prey. [..]
-
پرسه زدن
verbThat's even worse. We're supposed to always be on the prowl.
آن حتی بدتر بود. ما میبایست همیشه در حال پرسه زدن باشیم.
-
پرسه
nounHe came back more than once to prowl round the market and the village where she lived.
او چندین بار به دهکدهای که دختر در آن زندگی میکرد رفت و پرسه زد.
-
پلکیدن
-
ترجمه های کمتر
- جستجو
- تلاش
- (در جستجوی طعمه) دور گشتن
- دوره گردی
- پرسه زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prowl " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Prowl
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Prowl" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prowl در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "prowl"
عباراتی شبیه به "prowl" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به patrol car
اضافه کردن مثال
اضافه کردن