ترجمه "provost" به فارسی

شهردار, دژبان, دژبانی بهترین ترجمه های "provost" به فارسی هستند.

provost verb noun دستور زبان

(Scottish local government) The equivalent of mayor in some Scottish cities. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهردار

    noun

    I need to speak to the provost.

    ادامه بده - باید با شهردار صحبت کنم

  • دژبان

    You and your girls will have to appear before the provost marshal tomorrow.

    تو و دخترهات فردا صبح باید خودتو نو به فرمانده دژبان معرفی کن ین.

  • دژبانی

    subclass of historical profession

    We did it to show our appreciation of his talking the provost guard out of putting us in jail.

    در حقیقت با این کارم ون ازش تشکر کردیم که مارو از دست دژبانی که میخواست مارو بندازه زندان نجات داد.

  • ترجمه های کمتر

    • رئیس
    • سرکشیش
    • سرپرست
    • (اسکاتلند) رئیس انجمن شهر
    • (امریکا - دانشگاه) رئیس آموزشی
    • (انگلیس) رئیس دانشکده یادانشگاه
    • (مهجور) زندانیان
    • متصدی کل
    • معاون اداری
    • کشیش ناظم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " provost " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Provost proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Provost" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Provost در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "provost" با ترجمه به فارسی

  • (در نواحی اشغالی) دادگاه فرمانداری نظامی · دادگاه پادگانی
  • (ارتش) دژبان پادگان
اضافه کردن

ترجمه های "provost" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه