ترجمه "proxy" به فارسی
وکالت, وکیل, وکالت نامه بهترین ترجمه های "proxy" به فارسی هستند.
proxy
adjective
verb
noun
دستور زبان
Used as a proxy or acting as a proxy. [..]
-
وکالت
noun -
وکیل
nounWhat! Always to be watched, in person or by proxy!
عجب! همیشه یک نفر مراقب توست، یا خودش یا وکیل مدافعش!
-
وکالت نامه
noun
-
ترجمه های کمتر
- نماینده
- نمایندگی
- وکالتنامه
- (به ویژه در مجمع عمومی سهامداران) اجازه نامه ی حضور و رای دادن از سوی شخص دیگر
- اختیار رای دادن از طرف شخص غایب
- وابسته به وکالت یا نمایندگی
- وکالت نامه ی رای
- کسی که اجازه دارد از سوی شخص دیگر رای بدهد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proxy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Proxy
An Office Communications Server role deployed to forward SIP traffic, host applications, or provide connectivity to users in branch offices.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Proxy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Proxy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "proxy" با ترجمه به فارسی
-
جنگ واسطه ای
-
پیشکار باز
-
سرور میانجی · سرور پراکسی · پراکسی · پراکسی سرور
-
ارگو پراکسی
-
وکالت نامه رای در مجامع شرکت سهامی
-
ازدواج غیابی
-
پیکربندی خودکار پراکسی
-
سرویس دهنده پراکسی تروجان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن