ترجمه "prussian" به فارسی
پروسی, مغرور, خشن بهترین ترجمه های "prussian" به فارسی هستند.
prussian
-
پروسی
The wealthy Prussians, to help in the war against the French,
پروسی های ثروتمند، برای کمک کردن در جنگ علیه فرانسوی ها ،
-
مغرور
adjective -
خشن
adjective
-
ترجمه های کمتر
- (مانند پروسی ها) پر انضباط
- ارتشی ماب
- اهل پروس
- سخت کوش
- نظامی وار
- وابسته به پروس و مردم و زبان و فرهنگ آن
- گویش پروسی (شاخه ای از آلمانی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prussian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Prussian
adjective
noun
proper
دستور زبان
Of, from, or pertaining to Prussia. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Prussian" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prussian در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "prussian" با ترجمه به فارسی
-
0781 میلادی) · جنگ فرانسه و پروس (سال های 1
-
(شیمی) فروسیانور فریک به فرمول Fe4]Fe)CN(6[3 · آبی پررنگ · نیلی فرنگی
-
ارتشی مآبی و انضباط شدید · پروسی مآبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن