ترجمه "prying" به فارسی
فضول, کنجکاو, (به طور ناخوشایند) کنجکاو بهترین ترجمه های "prying" به فارسی هستند.
prying
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of pry. [..]
-
فضول
adjectiveI buy your filthy scandal and keep it safe from prying eyes!
رسوايي کثيفت و خريدم و از جلوي چشم هاي فضول دور نگه اش داشتم.
-
کنجکاو
adjectiveprying eyes cant peer into my secret
چشمان کنجکاو نميتوانند از راز من سر در بياورند
-
(به طور ناخوشایند) کنجکاو
-
ترجمه های کمتر
- پویان
- کنجکاوانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prying " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prying" با ترجمه به فارسی
-
اعتراف گرفتن
-
اهرم · دیلم · کنجکاوی
-
(ابزار برای کندن یا بلند کردن چیزی) دیلم · (با زور و به کمک دیلم و غیره) باز کردن · (پول یا اطلاع و غیره) در کشیدن · (کنجکاوانه) نگاه کردن · آدم فضول · اهرم · اهرم بندی · بارخیز · بلند کردن · جاسوسی کردن · دستک · دیلم · عمل اهرم · فضولی · فضولی کردن · منقاش · میخکش · میله · پشنگ · پشنگش · کنجکاوی · کنجکاوی کردن · کندن
-
اعتراف گرفتن از
-
(ابزار برای کندن یا بلند کردن چیزی) دیلم · (با زور و به کمک دیلم و غیره) باز کردن · (پول یا اطلاع و غیره) در کشیدن · (کنجکاوانه) نگاه کردن · آدم فضول · اهرم · اهرم بندی · بارخیز · بلند کردن · جاسوسی کردن · دستک · دیلم · عمل اهرم · فضولی · فضولی کردن · منقاش · میخکش · میله · پشنگ · پشنگش · کنجکاوی · کنجکاوی کردن · کندن
-
(ابزار برای کندن یا بلند کردن چیزی) دیلم · (با زور و به کمک دیلم و غیره) باز کردن · (پول یا اطلاع و غیره) در کشیدن · (کنجکاوانه) نگاه کردن · آدم فضول · اهرم · اهرم بندی · بارخیز · بلند کردن · جاسوسی کردن · دستک · دیلم · عمل اهرم · فضولی · فضولی کردن · منقاش · میخکش · میله · پشنگ · پشنگش · کنجکاوی · کنجکاوی کردن · کندن
-
(ابزار برای کندن یا بلند کردن چیزی) دیلم · (با زور و به کمک دیلم و غیره) باز کردن · (پول یا اطلاع و غیره) در کشیدن · (کنجکاوانه) نگاه کردن · آدم فضول · اهرم · اهرم بندی · بارخیز · بلند کردن · جاسوسی کردن · دستک · دیلم · عمل اهرم · فضولی · فضولی کردن · منقاش · میخکش · میله · پشنگ · پشنگش · کنجکاوی · کنجکاوی کردن · کندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن